تبليغاتX
دخترای کوچه بغلی
دخترای کوچه بغلی

...نگاهت را به من بسپار؛ مي خواهم زيبا باشم

:: HOMEPAGE :: E-MAIL :: BLOGSKIN

اون یک نفر فهمیدی دوستت دارم...؟!

پنجشنبه 8 شهریور1386-13:58 -mahya

زیر سایه ی دل همه ی آدم های سیاه دل این شهر یکی داره محو می شه...!

تو ی همین غبار ها زیر پای همه ی ان هایی که دلشون از جنس سنگه...!

 که یک نفر اون یک نفر دیگه را از همه سنگدل تر می دونه...!

می دونه که این شهر را غم و بی کسی گرفته...!

همه می گن تو تهران که خیلی ادمه...!

 اره هست اما اون یک نفر همون ادمی نیست که ان یکی می خواسته...!

 توی دل همه ی این ادم ها فاصله ها به  اندازه خیابان های شهرشون هم بیشتره...!

البته که ان یک نفر می تونه صد بار نفس بکشه  ...!

می توانه صد سا عت از زندگیش را تو ترافیک باشه...!

 می دونه که داره محو می شه...!

اما می توانه این ها را تحمل کنه...!

 به شرطی که اون یک نفر که دلش از سنگه .. در  کنارش باشه  ..!

قایم موشکم هم تموم شد تا کی میخوای چشم بگذاری ...؟


 

لينک ثابت |

نامه هاي بچه ها به خدا!!!

سه شنبه 30 مرداد1386-8:49 -shina

Dear nice God,

I feel close to you. Like you and I are part of the same family.

Maybe we could get married and make it easier.

Your lover,

(Tina***(age 7

 

خداي خوب و عزيز،

من به تو احساس نزديكي مي كنم. ما مثل اعضاي يك خانواده هستيم.

شايد بتوانيم با هم ازدواج كنيم و اين پيوند را محكم تر كنيم!!

عاشق تو

تينا*** (11 ساله)

 

 

 

 سلام

وقتي نامه ي اين خانوم كوچولو رو خوندم احساس فوق العاده اي پيدا كردم...

 تو هم اگه به دلت نشست ، بازم هست!

نامه هاي صادقانه ي كوچولوهاي ناز ،

به خداي ناز ناز ناز !!!

مي توني بقيه شو در ادامه ي مطلب بخوني ...


ادامه مطلب

لينک ثابت |

برگه ها بالا!!!

پنجشنبه 25 مرداد1386-10:52 -mahya

 

در جلسه امتحان

عشق

من ماندم و یک برگه سفید!

یک دنیا حرف ناگفتنی...

درد دل من در این کاغذ کوچک جا نمی شود!!

در این سکوت بغض آلود

قطره کو چکی هوس سرسره بازی میکرد!

و برگه سفیدم عاشقانه قطره را به آغوش می کشد!

عشق تو

نوشتنی نیست

در برگه ام کنار آن قطره ...

یک قلب کوچک میکشم...

وقت تمام است

برگه ها بالا...!!!

راستی میخواستم بگم شینا یه وبلاگ دیگه هم داره به این آدرس:

http://shina1.blogfa.com

وبلاگ شخصیشه سر بزنین!

 

لينک ثابت |

سي واقعيت پنهان در مورد آقايون

دوشنبه 22 مرداد1386-10:9 -mahya

عزیزان به دلیل مسائل اجتماعی فرهنگی سیاسی اقتصادی!!! این مطلب از وبلاگمون حذف وشه!!به هر حال ممنون که با نظرات سبزتون یاریمون کردین!!

این مطلب دیگه روی وبلاگ نمایش داده نمیشه ولی میتونین اونو تو ادامه مطلب ببینین

                                         با تشکرمهیا


ادامه مطلب

لينک ثابت |

هميشه ...يكي بود ،يكي نبود...

پنجشنبه 18 مرداد1386-8:24 -shina

انگار خيلي سخته آدم يادش بمونه؛ حضرت دل هم براي خودش حكومتيه!

شده ميون دغدغه هاي ناتموم زندگي، گاهي حال خودتو بپرسي؟!

: "  سلام ، چه طورم من؟!! "

        

           "  من مي خواهم تو خودت را دوست داشته باشي! "

 

هر چي تلاش مي كنيم انگار سهم كوچولويي از خودمون نصيبمون مي شه، بقيه براي اونايي كه اومدن و نرفتن...

        

          " دلتنگي هاي من

           هجوم تلخ لحظه اي ست

           كه تو ؛

           ميان ماندن و رفتن

           هيچ كدام را برگزيده اي..."

 

آخه كي تفريق كردنو به تو ياد داد؟! به جاي اين كه همه رو از هم كم كني، دلارو با هم جمع بزن!

          

           " بنام دين، مردم را از عشق ترسانده اند."

 

راستي شنيدي بعضيا وقتي گم مي شن ، تندتر مي دون؟!

ببین آروم باش!!!

          

           " و خدا نام ديگر آن چيزي ست كه هست ، نه چيزي ديگر."

 

به آسمون كه نگاه مي كني ، چه راحت مي شه چشماتو خوند:

«خدايا دوسـِت دارم!!!»

 

 

لينک ثابت |

براي تو...

دوشنبه 15 مرداد1386-9:54 -shina

سلام

امروز تنهاتر از ديروز با فكر كنايه هاي تو بي هيچ كس مانده ام.

كاش ميتوانستي بفهمي " عشق صداي فاصله هاست.."  

 كاش ميتوانستي بي غرض دوستم بداري، چونانكه من " عشق را خواستني بس بزرگ مي پندارم كه در پس آن خواسته اي نمي ماند. "  اما دريغ كه من با وجود تو تنها مانده ام...

 

به چه مي نگري ؛ به تقلا كردنم، به آرام گرفتنم...به اين سو و آن سو دويدنم،

به مدام گشتن وآه... هرگز نيافتنم!

 تنها به من مي نگري ؛ به گاه بي امان گريستن و گاه يكسره خنديدنم... گاه مهر سكوت بر دهان نهادن و گاه فرياد برآوردنم...

 لب فرو بسته اي و تنها... مي نگري...بي هيچ كنشي يا حتي واكنشي...و دريغ كه پروانه ي فريادهاي خاموش مرا ، شعله هاي سوزان ناشنيدن تو به آتش مي كشد.

 

" آه اي يقين گمشده، اي ماهي گريز

در بركه هاي آينه لغزيده تو به تو !

من آبگير صافيم ، اينك! به سحر عشق،

از بركه هاي آينه راهي به من بجو! "

 

تنها جرم من عشق تو بود. تو همه ي تعبير من از بهترين بودي...آري ، تو" بهترين" بودي؛ بي هيچ كم و بي هيچ بيش! اما... " مرا ببخش و رها كن... "

 

راستي عزيز من براي همه ي لحظه هايي كه دلتنگت بودم......اين بار هم جواب نده!!!

 

از یادداشت های خودم!

لينک ثابت |

چهارشنبه 10 مرداد1386-1:43 -mahya

عشق يعني خاطرات بي غبار دفتري از شعر و از عطر بهار

 عشق يعني يك تمنا , يك نياز زمزمه از عاشقي با سوز و ساز

 عشق يعني چشم خيس مست او زير باران دست تو در دست او

عشق يعني مهتاب از يك نگاه غرق در گلبوسه تا وقت پگاه

عشق يعني عطر خجلت..شور عشق گرمي دست تو در آغوش عشق

 عشق يعني "بي تو هرگز ...پس بمان " تا سحر از عاشقي با او بخوان

عشق يعني هر چه داري نيم كن از برايش قلب خود تقديم كن

نمیدونم که چرا  اینارو  مینویسم  ولی  مینویسم..............

لينک ثابت |

بگو آري...

چهارشنبه 3 مرداد1386-13:21 -shina

"عشق بايد زميني باشد. همان گونه كه درخت بدون زمين نمي تواند رشد كند و به ريشه هايي در زمين نياز دارد عشق نيز نيازمند ريشه هايي در زمين است. مظهر زمين ، بدن است اما درخت تا اوج آسمان بالا مي رود و به ابرها مي رسد.

هر درختي سوداي رسيدن به ستاره ها را در سر دارد.

اين كه درختي بدون ريشه دواندن در زمين بالا و بالاتر برود و به ستاره ها برسد كاملاً بي معناست.

بلي، عشق بايد اززمين فراتر برود اما عشق بدون كمك زمين قادر به اين كار نيست. نيازمند حمايت زمين است. عشق بايد چيزي برتر از اميال نفساني باشد اما اميال نفساني بايد پشتيبان آن باشند. عشق ضد اميال نفساني نيست.

برتر بودن به معناي ضديت داشتن نيست. "  اوشو

 

تا كي مي خوايم منكر قوانيني بشيم كه خود خدا گذاشته؟! در اين كه عشق مقدسه و نبايد با هوساي كوچه خيابوني، اشتباهش گرفت، هيچ شكي نيست. اما هيچ جاي عرفان نفي نميكنه كه عشق زميني مانعي براي رسيدن به عشق برتر و عالي تره!

يه لحظه گوش كن... به قلبت گوش كن...اون بهتر از تومي دونه...

به خودت اجازه بده كه عاشق باشي!!!

 

" وقتي در قلبت را بازمي كني

درياها چه كوچكند نازنين...."

لينک ثابت |

پند بگیرید!

دوشنبه 1 مرداد1386-12:9 -mahya

کی! اون نگاه مستتوازآینه قلبم گرفت
توقلب عاشقت نشست چشاتوازشبم گرفت
کی یاد تو داده بگی که دیگه دوستم نداری
 پر بکشی از شب من تو غصه تنهام بذاری
نمیشه باورم که نیست تو فکرتو یادی ازم
غصه می خوری جای من تا دل به گریه هات ندم
تو مثل یه مرهم بودی واسه تموم غصه هام
اما حالا خودت شدی رنج تموم قصه هام
 از تو عاشق سفر نمونده رد دشمنی
نمیشه باورم که تو عروسک قلب منی 

 

لينک ثابت |

غرور

شنبه 30 تیر1386-21:3 -shina

مي گه:" دوستت دارم! "    ميگي: " نه..."

ميگه:" دوستم داري؟! "    ميگي: " نه...!!!"

دقت كردين گاهي وقتا از سر عادت " نه" ميگيم و اين دقيقا اون جوابي نيست كه دلمون مي خواد و اون حرفي نيست كه مي خوايم بزنيم... عجيبه...اما ميشه گفت: گاهي وقتا خودمونم نميدونيم چرا ميگيم " نه "! يه جور تحميله از طرف خودمون به خودمون!(اينم يه جورشه ديگه!)

تو دلمون آرزو ميكنيم اي كاش طرف اصرار كنه تا ما حرفمونو پس بگيريم...

 

" تو باز صبر كرده اي

كه من پر از غرور تازه ام شوم...

و تو تمام فرصت عبور بي اجازه را

به من اجازه داده اي

و من ميان جاده ايستاده ام

وگم ترين مسافر تو مانده ام...

هميشه ي صبور من!

تو باز سنگ مي شوي

سرم به آشنايي نوازشت كه مي خورد

اجازه ي عبور اين غرور داده ميشود

و من صبور مي شوم...

زمان دوباره مي رود

تو باز صبر مي كني

كه من پر از غرور تازه ام شوم... "

لينک ثابت |

پنجشنبه 28 تیر1386-14:40 -shina

" اي نميدانم !

هرچه هستي باش!

اما كاش...

نه،جز اينم آرزويي نيست: 

هرچه هستي باش! 

اما...

باش! "

سلام به همگي، نمي دونم تولد يه وبلاگ جديد بين اين همه وبلاگ متنوع،چه قدر اهميت داره!؟

اما يه چيزو مطمئنم،هر نوزادي كه تازه متولد ميشه با خودش يه دنياي تازه مياره، گاهي باعث شادي آدما ميشه،گاهي باعث ناراحتي.

و حالا ما اومديم، با يه دنياي جديد،با يه عالمه حرف،و با اميد به اين كه شاد باشيم و شادي بياريم!

تولدمونو تبريك نميگين؟!

لينک ثابت |

دوستت دارم

پنجشنبه 28 تیر1386-12:38 -mahya

لينک ثابت |


تمام حقوق اين قالب متعلق به Blogskin ميباشد.